|
امام رضا(ع) |
زادگاه كنيه ها لقبها مشهورترين لقب مادر امام زاد روز روز شهادت فرزندان زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين حال مرتبط با هم دارد: اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مىتواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد. دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد. [ چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389 ] [ 22:30 ] [ سیدرضا ]
[ ]
تعداد زیادی از محضر امام رضا(ع) بهره بردند و از اصحاب آن حضرت محسوب می شوند که از آن جمله اند:
جالب است بدانیم تعدادی از این دانش آموختگان رضوی به گونه ای مورد اعتماد آنحضرت بوده اند که از طرف امام بعنوان پاسخگوی نیازهای علمی مردم معرفی می شوند مثلا عبد العزیز بن مهتدی قمی که از ناحیه حضرت رضا(ع) وکیل و نماینده بود به حضرت عرض کرد: من همیشه نمیتوانم به محضر شما شرفیاب شودم برای فرا گرفتن احکام دینی؛ نیازهای دینی خود را از چه کسی اخذ کنم؟ امام در جواب فرمود: از یونس بن عبد الرحمن. این نمایه با 5 مقاله به معرفی شاگردان و اصحاب امام رضا (ع) می پردازد. [ یکشنبه یکم اسفند 1389 ] [ 17:9 ] [ سیدرضا ]
[ ]
ابراهیم بن ابى البلاد وى از ثقات راویان و از قرّاء قرآن و ادباى زمان خویش است. حضرت رضا(ع) بر او ثنا فرموده و رساله اى به وى مرقوم داشته است. احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى کوفى ادامه مطلب [ جمعه یکم بهمن 1389 ] [ 16:6 ] [ سیدرضا ]
[ ]
![]() مأمون نقشههایی در سر داشت، بنابر این نخست از امام رضا علیه السلام خواست که خلافت را به عهده بگیرد، امام نپذیرفت. او بار دیگر از ایشان خواست که ولایتعهدی را به عهده بگیرد؛ ولی امام باز هم نپذیرفت. ناگزیر، امام را نزد خود طلبید و با او خلوت کرد. فضل بن سهل نیز در آن مجلس بود. مأمون گفت نظر من این است که خلافت و امور مسلمانان را به شما واگذارم؛ امام قبول نکرد. مأمون پیشنهاد ولایتعهدی را تکرار کرد، باز امام از پذیرش آن ابا فرمود. او گفت: ...اینک چارهای جز قبول آنچه اراده کردهام نداری؛ چون من راه و چاره دیگری نمییابم و با بیان این مطلب، تلویحاً امام را تهدید به مرگ کرد و امام ناچار با اکراه و اجبار ولیعهدی را پذیرفت و فرمود: ولایتعهدی را میپذیرم؛ به شرط آنکه آمر و ناهی و قاضی نباشم و کسی را عزل و نصب نکنم و چیزی را تبدیل و تغییر ندهم» و مأمون همه این شرایط را پذیرفت و بدین ترتیب حکم ولایتعهدی خویش را بر ایشان تحمیل کرد.1 ادامه مطلب [ جمعه بیست و ششم آذر 1389 ] [ 18:20 ] [ سیدرضا ]
[ ]
سیره عبادی
بر آستان مکارم اخلاقی امامی ایستادهایم، که سومین «علی» از دودمان رسالت و شجره امامت است. بزرگواری و کریمی که سایه رأفت و رحمتش همه را فراگرفته است. دوست و دشمن، دور و نزدیک، به جلالت شأن و عظمت شخصیت و کرامت و بزرگواری او واقف و معترفند. به نقل فیض کاشانی: «مناقبش والا، صفات شریفش درخشان، مکارمش حاتم گون، طبیعت و سرشتش اخزمی[1]، اخلاقش عربی، نفس شریفش هاشمی، تبار ارجمندش نبوی است، از مزایای او هرچه برشمارند، بزرگ تر از آن است و از مناقبش هرچه گویند والاتر از آن است.»[2] مکارم و مناقب آن حضرت، فراتر از آن است که در این مختصر بگنجد. ادامه مطلب [ جمعه بیست و ششم آذر 1389 ] [ 18:19 ] [ سیدرضا ]
[ ]
1ـ سه ويژگى برجسته مومنلايكـون المـومـن مـومنـا حتـى تكـون فيه ثلاث خصـال : 1ـ سنه من ربه . ادامه مطلب [ جمعه بیست و ششم آذر 1389 ] [ 18:16 ] [ سیدرضا ]
[ ]
دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است. چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت». ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 ] [ 10:51 ] [ سیدرضا ]
[ ]
پس از آنكه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاه هاي مردمي، امام بخوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام عليه السلام در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاي گسترده اي كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند، اما نظير اين پايگاهها به اين درد نمي خورد كه پايه حكومت امام عليه السلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت. اين همان احساسهاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاه ها و مانند هاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد. ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 ] [ 10:46 ] [ سیدرضا ]
[ ]
|